السيد موسى الشبيري الزنجاني

4153

كتاب النكاح ( فارسى )

الرجل ابنه فذلك الى ابنه « 1 » و اذا زوّج ابنته جاز ذلك . » « 2 » در اين روايت كه سابقاً آن را خوانديم و سند آن را معتبر مىدانستيم ، امام عليه السلام مىفرمايد : پسر امرش راجع به خودش است ولى دختر امرش به دست پدر يا ولى اوست ، روايت ابان نيز به همين مضمون است . « 3 » اطلاق اين دو روايت اقتضاء مىكند كه پسر چه صغير باشد و چه كبير امرش به دست خود اوست . لكن استدلال به اين دو روايت براى تفصيل مشكل است زيرا ظاهر اين روايت اين است كه پسر به هنگام عقد صاحب اختيار است نه اينكه بعداً اختياردار خواهد شد ، همان وقت عقد موافقت و مخالفت او مؤثر در صحت و بطلان عقد است . بنابراين ، روايت ناظر به كبير است نه به صغير ، زيرا كبير است كه صلاحيت موافقت و مخالفت را دارد امّا صغير صلاحيت ندارد . الّا بعد البلوغ ، پس روايت اطلاقى كه شامل صغير و كبير بشود را ندارد . بعلاوه ، نوعاً كبير را تزويج مىكنند و صغير را كمتر تزويج مىكنند و لذا اگر بخواهيم به اطلاق اين روايت تمسك كرده و آن را شامل اين فرد نادر هم بدانيم لازمه‌اش اين است كه يك ظهور اطلاقى ديگر را زمين بزنيم و آن اطلاق روايت است از جهت اينكه مىفرمايد : از همان وقت كه عقد كرده اختيار دارد . « فذلك الى ابنه » و اگر اين ظهور اقوى نباشد ، ضعيف‌تر از ظهور روايت در اطلاق داشتن نسبت به فرد نادر نيست و بلكه به نظر ما اقوى است . « * و السلام * »

--> ( 1 ) - تذكر : در بعضى نسخ « الى أبيه » دارد به پاورقى تهذيب 7 / 450 تحقيق على اكبر غفارى رجوع شود . ( 2 ) - تهذيب 7 / 389 رقم 615 باب 11 عقد المرأة على نفسها النكاح و . . . . ( 3 ) - در اين روايت آمده است : عن ابى عبد الله عليه السلام قال : اذا زوّج الرجل ابنه كان ذلك الى ابنه و اذا زوّج ابنته جاز ذلك » تهذيب 7 / 393 .